صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
170
شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )
لذلك الجسم - ذات حامل لإمكان الوجود ، فهلّا جعلوها من تلك الحيثيّة بعينها ذات حامل لإمكان العدم . و بالجملة ، ما الفرق بين الأمر في تساوي النسبتين ؟ » . بنابر آنچه ذكر شد ، اشكال وارد بر مسلك حدوث نفوس ناطقه با اعتقاد به تجرد عقلانى نفوس ( و اين مسأله كه هر موجود حادث بايد مسبوق به عدم صريح زمانى و هر شىء در ماده ناچار بايد مركب و غير بسيط و داراى جهت حامل امكان عدم و زوال چنين امرى بوده و هر شىء بسيط و غير مركب از ماده و صورت خارجى قهرا بايد ازلى بوده باشد ) مورد توجه اهل تحقيق بوده است . و خواجه همين اشكال را با عباراتى فصيح و منقّح و واضح به حكيم عصر خود شمس الدين خسرو شاهى عرضه داشته و جواب و حل آن را مطالبه نموده و جوابى نشنيده و خود در شرح اشارات از آن جواب داده است . و ديگران نيز از آن جواب دادهاند . و حكيم نحرير حلّال مشكلات و عويصات فلسفى در ادوار حكمى آخوند ملا صدرا نيز از آن به دو طريق يكى به ممشاى قوم و مشهور از حكماى الهى و طريق ديگر بنا بر فلسفهء خود از آن جواب داده است . و جواب اساسى همان است كه به سبك خود افادت فرموده . و حكيم محقق محمد صادق اردستانى چون احاطه بر مبانى عالى او نداشته ، جواب را ناتمام دانسته است . صدر الحكماء گويد : ما ، در ايام گذشته از اين اشكال جواب دادهايم . و اين ، مسلم است كه جواب ايشان از اشكال بنابر مسلك مشهور از حكما با جواب از شبهه بنابر ممشاى حكمت متعاليهء او فرق دارد . بنابر مسلك مشهور ، در مقام جواب از اشكال ، در شواهد و اسفار و ساير كتب خود گفته است : « إنّ البدن الإنساني استدعى باستعداده الخاص من واهب الصور على القوابل ، صورة مدبّرة متصرّفة فيه تصرفا يحفظ به شخصه و نوعه ، فوجب صدورها عن الواهب الفيّاض ، لكن وجود صورة يكون مصدرا للتدابير البشرية و الأفاعيل الإنسية الحافظة لهذا المزاج الاعتدالي لا يمكن إلّا بقوّة